نگاهي به كاهش دوباره بهاي نفت و آفتي كه گريبان اقتصادهاي نفتي ميشود؛ |بودجه در چاله نفت

|
ايلنا: نفت دوباره دچار سرگيجه شده است و اين سرگيجه بدون شك اقتصاد بسياري از كشورهاي جهان را دچار مشكل ميكند. به نظر ميرسد حالا ديگر هيچ شكي باقي نمانده است كه بهاي نفت تبديل به يك كابوس شده است. كابوسي كه در هر حال براي شاخص هاي اقتصادي جز زيان چيزي در نهايت به همراه نخواهد داشت؛ مخصوصا براي كشورهايي كه عادت كردهاند تا هندوانه هاي درشت اقتصاد را با بزوي نفت از روي زمين بردارند. يعني همان كشورهايي كه چند دهه پيش به تك محصوليها يا مسافران نفت شهره شدند و هنوز هم بسياري از النان نمي تواند از گرده نفت پايين بياييند. به هر حال اين يك واقعيت است؛ كابوس نفت همچنان چرخ ميزند و نفتيها بيش از سايرين بايد در گيرو دار اين كابوس گرفتار شوند. از همين منظر هر چند كه گراني نفت نيز يك بحران براي نفتيها محسوب ميشود اما كاهش بهاي نفت آنها را بيشتر دچار دلهره ميكند پس بايد گفت كه اين روزها روزهاي خوبي براي مسافران اقتصاد نفتي نيست چون بهاي نفت هر چند آران ولي به سمت عقب باز ميگردد و سايتهاي خبري هر روز از كاهش بهاي نفت سخن ميگويند. مثلا همين ديروز سايتهاي خبري جهان نوشتند كه نفت اوپكي ها سه سنت ديگر كاهش يافت. سه سنت اما شايد افت چشمگيري نباشد اما وقتي بهيا منفت را به 71 دلار و 94 سنت ميرساند بايد گفت كه اتفاق ناگواري رخ داده است چون اوپكيها اميد داشتند كه در همين روزهاي آينده و نفت خود را به 80 دلار نزديك كند. شيخ نشينهاي اوپكي با صورت هايي پر از لبخند بارها در هفته گذشته و هفته قبل از ان گفتند كه ما نفت 80 دلاري را دوست داريم چون اين قيمت مغجون نجاتي براي اقتصاد ماست اما با اين وجود به نظر ميرسد كه شاخص ها تمايلي ندارند تا با خواسا شيخنشينهاي نفتي همراه شوند. در دور روز گذشته اما تنها ايالات متحده توانست طعم شيرين نفت را مزمزه كند. ديروز رويترز در لندن گزارش داد كه نفت آمريكا بعد از سخنراني اوباما تا 74 دلار را پشت سر گذاشته است. اين هم بدون شك ميتواند طنزي براي اقتصاد جهاني باشد چون اوباما در آخرين سخنراني خود به عنوان پرزيدنتي كه بار شكست اقتصادي را به دوش ميكشد، هيچ حرف تازهاي براي گفتن نداشت. فعالان اقتصادي آمريكا بعد از پايان سخنان سالانه آقاي رييس جمهور شايد نا اميدتر از هر زمان ديگري بودند. آنها با شروع سال 2010 بيش از 9 بانك خود را از دست دادهاند اما با اين وجود هنوز شعار تغيير اوباما نتوانسته است براي اقتصاد آمريكايي كاري كند و سخنراني سالانه پرزيدنت نيز برگه اميدي به اين شكست اقتصادي اضافه نكرده است. به هر حال اما نرخ نفت در آمريكا به 74 دلار تنه ميزند و اين به نظر ميرسد به خاطر تصميم بانك مركزي آمريكا باشد مبني بر اين كه نرخ سود نزديك به صفر باقي ميماند. با اين وجود بايد گفت كه اين تنها اوپكيها هستند كه روزهاي بدي را در بازار جهاني نفت تجربه ميكنند. البته ساير نفتها نيز چنين روزگاري دارند. مثلا هر بشکه نفت درياي شمال، برنت، روز پنج شنبه در بازار معاملات لندن با هفتاد و دو دلار و پنج سنت معامله شد. به گزارش شبکه تلويزيوني يورونيوز، هر بشکه نفت وستتگزاس اينترمديت نيز در بازار معاملات نيويورک با هفتاد و سه دلار و هشتاد و پنج سنت داد و ستد شد. در واقع ميتوان گفت كه اوپكيها بيشترين سقوط بهاي نفت را مزمزه كردهاند، تا حدي كه رئيس شرکت نفت آرامکو عربستان سعودي ميگويد: افزايش بهاي نفت و رسيدن آن به نقطه اوج در آينده تکرار نخواهد شد. خالد الفليح، رئيس شرکت نفت آرامکو در اين باره طي سخنراني خود در نشست مجمع جهاني اقتصاد در داووس گفت: "اميدوارم رسيدن بهاي نفت به نقطه اوج که چندي پيش رخ داد و باعث بروز نگرانيهاي گستردهاي شد، ديگر به تاريخ پيوسته باشد." خبـرگزاري آلمان در داووس، مينويسد: نگرانيهايي که اواسط سال دو هزار و هشت و پيش از افزايش بهاي نفت به حدود يکصد و پنجاه دلار در هر بشکه به وجود آمد باعث بيثباتي و افزايش قيمتها شد. در اين ميان اما كارشناسان نفتي كاهش دوباره بهاي نفت اوپك را به گونهاي ديگر تحليل ميكنند. به باور آنها بازار نفت همواره روي يك خط بحران حركت ميكند. اتفاقي كه يا بهاي نفت را صعودي ميكند و يا آن را دچار كاهشي ناگهاني ميسازد كه هر دوي اينها درواقع يك بحران براي اقتصادهاي نفتي محسوب ميشود. با اين تفاوت كه كاهش بهاي نفت، برنامههاي نفتي را براي اقتصادهاي نفتي در بن بست قرار ميدهد. در حال حاضر فصل بودجه و يا تدوين سند مالي سال آينده براي بسياري از نفتيها از راه رسيده است. ايران در نخستين گام براي سال 89 بودجه خود را بر اساس نفت 65 دلاري بسته است. اين نرخ نشان ميدهد كه مسئولين اقتصادي ايران به ياري نفت براي چرخاندن سكان اقتصاد اميد بستهاند فارغ از اين كه فاصله كوچك 5 دلاري ميان بهاي نفت با سقف طلاي سياه در بودجه شايد بزرگترين ريسك اقتصادي محسوب شود. در اين حالت اگر نفت هرگز از 70 دلار كمتر نشود، اين ذخاير دلاري ايران هستند كه در محاق قرار ميگيرند. اينها اما همه يك احتمال است؛ همانطور كه از سوي ديگر احتمال كاهش شديد بهاي نفت را نيز ناديده نميتوان گرفت. يعني اگر فردا اتفاقي رخ دهد و نفت به 50دلار پرتاب شود، به واسطه اين كاهش بهاي نفت، تمام تعهدات اقتصادي به حاشيه رانده ميشوند. جالب اينجا است كه در سال گذشته بهاي نفت در بودجه ايران به 38 دلار نميرسيد و در سال قبل از آن نيز 40 دلار تخمين زده شده بود، يعني حتي در بهترين قيمتهاي نفتي نيز، نفت 65 دلاري براي بودجه تدوين نميشد. به نظر ميسد امسال مسئولين اقتصادي ايران با نفت 65 دلاري در واقع ديگ ريسك را روي سر گرفتهاند؛ ريسكي كه در دنياي نفت يك شوخي بزرگ محسوب ميشود. بدون شك بايد اين مثال را باور كرد. غولهاي نفتي ميگويند كه نفت ديوانه است. يعني اصلا نميتوان با قاطعيت در مورد آن سخن گفت. براي همين بايد تا انجا كه ميشود دايره ريسك را كوچك كرد. فرار از چالههاي نفتي شايد دست اقتصادهاي نفتي را براي مانور اقتصادي ببندد ولي اين خاصيت را دارد كه وقتي نفت يكباره به عقب باز ميگردد برنامههاي اقتصادي به گل فر نروند. آيا اين گونه نيست؟
 |  |
دفعات بازديد
62
|
نظرات
اضافه کردن نظر جدید
|
|
|
|